<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی (ره)</PublisherName>
				<JournalTitle>بحران پژوهی جهان اسلام</JournalTitle>
				<Issn>2981-1104</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Editor&#039;s&#039; speech</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سخن سردبیر</VernacularTitle>
			<FirstPage>7</FirstPage>
			<LastPage>8</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">14953</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.2783.4999/QJPR.2011.1101.011</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">     بین «تمدن » و «علم» رابطه تنگاتنگی وجود دارد و هریک از رشته های علمی به فراخور موضوع خود، به پیشرفت جامعه بشری کمک کرده‌اند و نقش هیچ رشته‌ای را نمی‌توان نادیده گرفت . به نظر می‌رسد در میان شقوق و رشته‌های مختلف علمی، علوم سیاسی نسبت وثیق‌تری با تمدن و حیات انسانها دارد،زیرا ادبار یا کامیابی یک ملت، به میزان بسیار زیادی به سیاست آن بستگی دارد. سیاست عملی که برآمده از نظریه سیاسی است جهت گیری سایر علوم را تعیین می‌کند. در جوامعی که سیاست، حداکثری بوده و بسیاری از مسائل« امر سیاسی» تلقی می‌شوند، این رابطه و تاثیرگذاری ملموس‌تر است. «آموزش» و «پژوهش» دو رکن علوم سیاسی محسوب می‌شوند. پژوهش، نتیجه آموزش مناسب است و افق‌های جدیدی را به روی این حوزه می‌گشاید. پژوهش که یکی از مهمترین اهداف آن، «مفهوم سازی» و « نظریه پردازی» است، یکی از وجوه تفاوت سطوح مجامع علمی است. جوامعی که توان نظریه‌پردازی داشته باشند، نوعی صادر‌کننده اندیشه محسوب می‌شوند. بررسی منشا نظریه‌های مختلف علوم سیاسی در جهان حاکی از آن است که الگوی « مرکز» و « پیرامون» که در سایر حوزه های جوامع وجود دارد در عرصه نظریه‌پردازی نیز حاکم است و بسیاری از جوامع در حال توسعه، وارد کننده نظریه‌هایی بوده که بسیاری از آنها متناسب با محل تولید این نظریه‌ها هستند. موضوع« بومی سازی» در پاسخ به چنین شرایطی مطرح شده است. تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد که میان کنش سیاسی و نظریه پردازی سیاسی شکاف عظیمی وجود دارد. ایران تنها کشوری است که طی یک قرن، دو انقلاب بزرگ( مشروطیت و انقلاب اسلامی) در آن رخ داده است وهمچنین دو کودتای مهم در سال های 1299 و1332درآن به وقوع پیوسته است. نهضت ملی شدن نفت، به عنوان یکی از آبشخورهای فکری جریان عدم تعهد و ناسیونالیسم در ایران شکل گرفت و از همه مهمتر انقلاب اسلامی در ایران ایجاد شده است. به رغم این همه تحول و کنش سیاسی جریان‌ساز، تاملات نظری در باب آنها قابل قیاس نیست و به رغم اهتمام پژوهشگران ایرانی، هنوز تبیین های متناسب با تحولات سیاسی مذکور انجام نشده است. این نابرابری میان کنش سیاسی و نظریه در مورد انقلاب اسلامی و تحولات پس از آن بسی چشمگیر‌تر است. انقلاب اسلامی ایران، نه تنها یک انقلاب سیاسی، بلکه در عرصه نظریه پردازی سیاسی نیز انقلاب بزرگتری محسوب می شود که علوم سیاسی متعارف در اواخر دهه 1970 قادر به پیش بینی و تبیین آن نبود.  برخی از پژوهشگران خارجی مانند میشل فوکو «بر مبنای» انقلاب اسلامی نظریه‌های جدیدی مطرح کرده اند،اما بخش عمده پژوهشگران وطنی کماکان نظریه‌های دیگران را درباره انقلاب اسلامی و تحولات پس از آن بویژه جنگ تحمیلی که در آن مفاهیمی چون « قدرت نرم»، تولید شد، مورد مداقه قرار می دهند و کمتر نظریه جدیدی به علم سیاست افزوده اند. یکی از علل این مساله، مقام سخت نظریه پردازی است و معدود پژوهشگرانی هستند که پس از سالها، به طرح نظریه ای بدیع و مورد قبول جامعه عملی موفق می شوند. حال که اهمیت نظریه پردازی و بومی سازی علوم سیاسی مطرح می شود، طبق عادت مالوف، برخی دچار افراط شده و به ساختن بنایی نو می اندیشند که در آن ، تمامی دستاوردهای مثبت دیگران نادیده گرفته می شود.  اگرچه هر اندازه از دوره مدرن متصلب گذر می کنیم، فراروایت های کلان که قادر به تبیین حل مشکلات  همه جوامع است، اعتبار خود را دست می دهد و اهمیت بومی بودن علوم اجتماعی بویژه علوم سیاسی بیشتر  نمایان می شود، اما «بومی سازی معقول» آن است که  نظریه های آن  از یکسو برپایه ویژگی های هویتی- فرهنگی همان جامعه استوار باشد و از سوی دیگر به دستاوردهای علمی دیگر اندیشمندان. جامعه ایرانی دارای ویژگی دینی- فرهنگی است که آن را از بقیه متمایز می‌کند. در بومی سازی علوم ، این وجه را نمی توان نادیده گرفت. از سوی دگر، در محیط سیاسی و بین المللی رفتار می‌کند که مبنای آن، برخی نظریه های علمی بدون روایت های هویتی- قومی  است که در حقیقت دستاورد بشر محسوب می شوند. ضمن پاسداشت اهتمام تمامی پژوهشگران بومی بویژه اساتید صاحب نظر و پژوهندگان جوان که در راه اعتلای ایران اسلامی به تاملات نظری و بوی سازی معقول مشغول هستند ، فصلنامه سیاست پژوهی،با این امید گام در وادی علوم سیاسی می نهد که جایگاهی برای انعکاس تلاش‌های نظری با رویکرد بومی سازی معقول و حل پاره‌ای  از مشکلات جامعه اسلامی مان باشد. دستیابی به این هدف والا بدون یاری تمامی پژوهشگرانی که چنین دغدغه ای دارند، میسر نخواهد شد.  </OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journals.abru.ac.ir/article_14953_8bf2aed40c2e4aa48c5dd56f16e6f2de.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی (ره)</PublisherName>
				<JournalTitle>بحران پژوهی جهان اسلام</JournalTitle>
				<Issn>2981-1104</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Political Security Equations in South Asia and their Effects on Iran`s National Security</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ترتیبات سیاسی- امنیتی در جنوب آسیا و تأثیر آن بر امنیت ملی ج. ا. ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>9</FirstPage>
			<LastPage>31</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">14916</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.2783.4999/QJPR.2011.1101.012</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نوذر</FirstName>
					<LastName>شفیعی</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>شهریار</FirstName>
					<LastName>فرجی نصیری</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>South Asia is one of the most critical and less secure parts of the world. This region is inherited conflicts of Britain`s colonialism and entered a security condition with two poles: India and Pakistan. Kashmir crisis as one of the most critical crises of the world in more than fifty years, has prevented India and Pakistan from reaching a useful agreement and forced them to find aliens among countries of the region and out of it. India leans toward the U.S. and Pakistan leans toward China. These countries have made a bipolar situation in south Asia. Other countries of the region are divided into these two groups. As we know the security issues of south Asia are related to all countries. Here Burry Buzan`s Security Complex Theory and Power Balance of Morgenthau are used to analyze this bipolar power situation in south Asia. So in this article we try to answer these questions: “How are Political-security conditions in south Asia formed?” and “How can this effects Iran`s national security?” We hypothesize that the political security conditions in south Asia is formed around the balance of power and it affects Iran’s national security. The balance of power in south Asia can increase the power of Iran as a balance maker power in this region and provide Iran`s security interests.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">جنوب آسیا یکی از ناامن‌ترین و بحران خیزترین مناطق دنیاست. این منطقه که وارث کشمکش‌ها و اختلافات به جا مانده از استعمار بریتانیاست، وارد دو قطب امنیتی با محوریت هند و پاکستان شده است. بحران کشمیر به عنوان یکی از حادترین بحران‌های امنیتی جهان، در طول بیش از نیم قرن گذشته مانع از شکل گیری توافقی سازنده بین دو کشور هند و پاکستان گشته است و همین امر موجب شده که این دو کشور چه در سطح منطقه و چه فراتر از آن، اقدام به یارگیری نمایند. هند با گرایش به سمت آمریکا و پاکستان با چرخش به سمت چین، فضایی دو قطبی در جنوب آسیا شکل داده‌اند که سایر کشورهای این منطقه نیز در حال سازماندهی حول این دو محور هستند. از این رو از آنجا که مسائل امنیتی جنوب آسیا به طور گریزناپذیری به هم پیوسته‌اند، تئوری «مجموعه امنیتی» باری بوزان و «موازنه قدرت» مورگنتا را برای تجزیه و تحلیل قطب بندی‌های قدرت در جنوب آسیا برگزیده ایم. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که ترتیبات سیاسی- امنیتی موجود در جنوب آسیا بر چه اساسی شکل گرفته و چه تأثیری بر امنیت ملی ج.ا.ایران دارد؟ فرض این پژوهش بر این است که ترتیبات سیاسی- امنیتی جنوب آسیا بر اساس موازنه قدرت شکل گرفته و بر امنیت ملی ایران تأثیر گذار است. توازن قدرت موجود در جنوب آسیا می‌تواند قدرت نقش آفرینی ج.ا.ایران را به عنوان نیروی توازن بخش در این منطقه افزایش داده و از این طریق منافع امنیتی ایران را تأمین سازد.  </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلیدی: ترتیبات سیاسی- امنیتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنوب آسیا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موازنه قدرت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امنیت ملی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journals.abru.ac.ir/article_14916_00b99e87221c9afb0c0c23c3fb403307.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی (ره)</PublisherName>
				<JournalTitle>بحران پژوهی جهان اسلام</JournalTitle>
				<Issn>2981-1104</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Soft War and The Software Approach to Security</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جنگ نرم و رویکرد نرم افزاری امنیت</VernacularTitle>
			<FirstPage>33</FirstPage>
			<LastPage>54</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">14917</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.2783.4999/QJPR.2011.1101.013</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مرتضی</FirstName>
					<LastName>علویان</LastName>
<Affiliation>استادیار علوم سیاسی دانشگاه مازندران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ملیحه</FirstName>
					<LastName>نیکروش</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه مازندران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;em&gt;&lt;span style=&quot;text-decoration: underline;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt; The central core of international relations is more than just considering security and methods to access it through international actors, war, threatening to war, and defending approaches against it. So the war issue and its different forms affected international atmosphere and the concept of “security”, so security is influenced by different forms of war between governments. The main question in this article is that what kinds of consequences the change in classic view to war into a more software like approach has in the discourse of security. This article hypothesizes that the changes in war from hard to soft, caused a change of view in security, from a classic view to the soft security view, and made a great change in the concept of security.This movement seems necessary considering the logic of soft wars. The decrease in militaristic approach in modern wars widens the scope of security threats. Providing security in political, economic and socio-cultural areas is necessary now. Considering the soft security against soft threats is really important. In this research we used the referential method with analytical approach to answer research questions.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هسته مرکزی روابط بین‌الملل فراتر از امنیت و راه‌های تحصیل آن توسط بازیگران بین‌المللی، مربوط به حوزه جنگ، تهدید به جنگ و راهبردهای پدافندی علیه آن است. از این‌رو، بحث جنگ و اشکال متنوع آن بر محیط بین‌المللی سایه افکنده و عناصر و مفاهیمی همچون «امنیت» را تحت تأثیر قرار داده است، به گونه‌ای که امنیت و مشتقات آن تحت تأثیر چهره‌های ژانوسی جنگ میان دولت‌ها هستند. پرسش اساسی دراین نوشتار این است که تحول جنگ از رویکرد کلاسیک به رویکرد نرم‌افزاری و نوین چه تأثیری بر تحول گفتمانی امنیت داشته است؟ بر این اساس، فرضیه پژوهش که عبارت است از تغییر شیوه‌های جنگ از سخت به نرم، بستر‌های تغییر امنیت از کلاسیک به سوی امنیت نرم را سبب شده و دگرگونی اساسی را در حوزه امنیتی فراهم آورده است و این حرکت با توجه به منطق جنگ‌های نرم ‌افزارانه یک ضرورت و الزام محسوب می‌شود. کاهش گرایش نظامی در جنگ‌های نوین، دامنه تهدیدات امنیتی علیه کشور هدف را فزونی بخشیده است به گونه‌ای که تأمین امنیت در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی- اجتماعی ضروری گشته است و به همین خاطر توجه به امنیت نرم در قبال جنگ نرم که تهدیداتی در تمامی سطوح غیر نظامی را به همراه دارد الزامی است. در این پژوهش برای اثبات فرضیه‌ها و پاسخ‌دهی به سؤالات، از روش اسنادی و با رویکردی پژوهشی و تحلیلی بهره گرفته شده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">: جنگ نرم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امنیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تحول گفتمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امنیت نرم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رویکرد نرم‌افزاری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journals.abru.ac.ir/article_14917_9f9e0c06d86af4c03ce5ec9fc618db10.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی (ره)</PublisherName>
				<JournalTitle>بحران پژوهی جهان اسلام</JournalTitle>
				<Issn>2981-1104</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The Elements of Imam Khomeini’s Ijtehadi Method and their Roles in Generating Political Thought and Solving Political problems</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مؤلفه‌های روش اجتهادی امام خمینی و نقش آن در تولید اندیشه سیاسی و پاسخ به مسایل سیاسی</VernacularTitle>
			<FirstPage>79</FirstPage>
			<LastPage>104</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">14919</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.2783.4999/QJPR.2011.1101.014</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>غلام حسن</FirstName>
					<LastName>مقیمی</LastName>
<Affiliation>استادیار علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم(ع)</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>In Imam Khomeini’s thoughts, validity and legitimacy of political life is in accordance with religious texts. The main question of this article is that how religious texts are related to various political problems and issues? In other words how can a stable religious text make a logical relation to unstable events? What are characteristics of Imam Khomeini’s Ijtehadi method of using jurisprudence(Figh) in theoretical and practical politics? This article claims that Imam Khomeini’s dynamic Ijtehadi method is capable of producing religious commands (by interacting texts and political life). In this article we try to investigate characteristics and elements of Imam Khomeini’s Ijtehadi method and their effects on producing political-jurisprudential knowledge.&lt;br /&gt; </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی(ره)، حجیت و مشروعیت زندگی سیاسی منوط به مطابقت وقایع و پدیده‌های سیاسی با نصوص دینی است. اما پرسش این نوشتار آن است که نصوص دینی چگونه با مسایل و موضوعات متغیر و پدیده‌های سیاسی ناپایدار ارتباط برقرار می‌کنند؟ به عبارت دیگر، چگونه نص ثابت با عمل و رویدادهای زمانی و مکانی متغیر، پیوند منطقی پیدا می‌کند؟ روش اجتهادی امام خمینی(ره) دارای چه شاخص‌هایی برای کارآمدی فقه در عرصه‌ی نظر و عمل سیاسی است؟ ادّعای این تحقیق آن است که روش اجتهاد پویای حضرت امام، ظرفیت تولید احکام الزام آور سیاسی (از تضارب نص و زندگی سیاسی) را دارا می‌باشد. در این مقاله تلاش می‌شود تا با بررسی ویژگی‌ها و مولفه‌های روش اجتهادی امام(ره)، میزان تأثیر آنها را در تولید دانش سیاسی فقهی، مورد تأمل قرار گیرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روش اجتهاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امام خمینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اندیشه‌ی سیاسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مسایل سیاسی  </Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journals.abru.ac.ir/article_14919_b156769842d5235767f769b5c8617399.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی (ره)</PublisherName>
				<JournalTitle>بحران پژوهی جهان اسلام</JournalTitle>
				<Issn>2981-1104</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>An Introduction to the Islamic Theory of International Relations</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مقدمه‌ای بر نظریه اسلامی روابط بین الملل</VernacularTitle>
			<FirstPage>105</FirstPage>
			<LastPage>128</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">14920</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.2783.4999/QJPR.2011.1101.015</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عبدالوهاب</FirstName>
					<LastName>فراتی</LastName>
<Affiliation>استادیار پژوهشگاه اندیشه و فرهنگ اسلامی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> “The Islamic government’s” interactions in international relations are probably the most studied topics in Islamic FIGH. Considering “war” and “peace” the most important topics in international law, if we study Islamic FIGH issues, it is obvious that there are many important concerns about war (Jihad) and peace and the right of enemies and even lifeless things like animals and trees. Previously Islamic scientists analyzed foreign relations under terms of “Dar Al-Salam” and “Dar al-Harb”. Today this classification may not show the new situation of the world and the role of Islamic countries in it, so using Islamic sources we should define new concepts to analyze international interactions in Islamic countries. The main question of this article is “Can traditional terms in FIGH describe international relations in the new world? Or “Can we find new terms in FIGH lexicon to describe these issues?” It seems that the terms “Dar Al-Shahadah” or “Dar Al-Davah” are more suitable terms to replace “Dar Al-Harb” to describe people of different civilizations, cultures, religions and moralities but who live in peace with others in Islamic and multicultural societies. There is no need to use the terms “Dar Al-Salam” and “Dar Al-Harb”. Although the term “Dar Al-Ahd” has a potential to replace “Dar Al-Harb” but this term is just can be conceptualized under the terms “Dar Al-Salam” and “Dar Al-Harb” in peaceful situations and is not suitable to describe our position in the modern world.&lt;br /&gt; </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">شاید هیچ موضوعی به اندازه تعاملات «دولت اسلامی» در عرصه روابط بین‌الملل مورد کنکاش در فقه اسلامی قرار نگرفته است. اگر دو موضوع «جنگ» و «صلح» را به گفته دانشمندان حوزه روابط بین‌الملل اساسی‌ترین مباحث رشته حقوق بین‌الملل بدانیم، و سپس مباحث متعددی از فقه اسلامی را مورد بررسی قرار دهیم آنگاه در خواهیم یافت که گفتگو‌های این دانش درباره جنگ (جهاد) و صلح و نیز لزوم رعایت ارزشهای دینی در باره‌ی دشمنان و حتی حیوانات و اشیاء بی جانی مثل درختان، گسترده و ارزشمند است. در گذشته معمولاً فقهاء با تقسیم‌بندی دو گانه عالم به دارالاسلام و دارالحرب به تنظیم علاقات و روابط دولت اسلام با سایر دولت‌ها می‌پرداختند. امروزه شاید تأکید و تداوم تقسیم‌بندی دو گانه و رو در روی عالم به دارالاسلام و دارالحرب، ناتوان از درک دولت‌های اسلامی از کلیت جهان و نقشی که باید در آن ایفا کنند باشد و ما را تشویق نماید تا بهره‌مندی از همان ذخائر دینی، تعاملات دولت دینی با نظام بین‌الملل در  قالب مفاهیم دیگری، تفسیر کنیم؛از این رو، مهم‌ترین پرسش این مقاله آن است که آیا مفاهیم سنتی فقه اسلامی در تبیین روابط بین الملل کنونی کفایت می‌کنند و یا اینکه نیازمند بازنگری در ذخائر واژگانی دیگری از درون همین دستگاه فقه است؟ در پاسخ به این پرسش به نظر می‌رسد مفهوم «دارالدعوه» و یا «دارالشهاده» مفاهیمی هستند که به عنوان بدیل «دارالحرب» بهتر می‌توانند روابط انسانهای وابسته به تمدن‌ها، فرهنگ‌ها، ادیان و اخلاق‌های متفاوت اما سازگار با هم را در دولت‌ها و جوامع چند فرهنگی که بدور از تقابل دو گانه داراالاسلام و دارالحرب‌اند را توضیح و تبیین کنند. گرچه مفهوم دارالعهد، پتانسیل زیادی جهت عبور ما از مفهوم دارالحرب دارد، اما بنا به دلایلی که در متن این مقاله می‌آید این مفهوم تنها در پرتو دو مفهوم دارالاسلام و دارالحرب، معنا می‌یابد و بیشتر به درد توصیف وضعیت بدون جنگ می‌خورد تا تبیین و توضیحی از وضعیت کنونی ما در جهان معاصر.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دولت اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روابط بین الدول</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دارالاسلام</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دارالکفر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دارالحرب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دارالدعوه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دارالشهاده</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journals.abru.ac.ir/article_14920_d4aac89cf9a63cc7ee5328725120289b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی (ره)</PublisherName>
				<JournalTitle>بحران پژوهی جهان اسلام</JournalTitle>
				<Issn>2981-1104</Issn>
				<Volume>1</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Energy Security and the Regional Security Complex Theory</ArticleTitle>
<VernacularTitle>امنیت انرژی و نظریه مجموعه امنیتی منطقه‌ای</VernacularTitle>
			<FirstPage>129</FirstPage>
			<LastPage>151</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">14951</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.2783.4999/QJPR.2011.1101.016</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ابوالقاسم</FirstName>
					<LastName>طاهری</LastName>
<Affiliation>استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره)</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبدالمجید</FirstName>
					<LastName>سیفی</LastName>
<Affiliation>استادیار علوم سیاسی دانشگاه آیت ا... العظمی بروجردی (ره)</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>The concept of energy securityis recently considered in international relations and included in researcher’s studies. The energy issue was an economic issue in advance but recently it has been considered as a problemin security and politics especially after gas conflict between Russia and Ukraine in 2006. This crisis happened again in 2009. Repeated tensions in the Middle East, especially after conflict between Russia and the West about Ukrainian 2014, made energy security even more important. All kinds of energies are not at the same level of turning into a security problem and natural gas is the most vulnerable energy in this regard and renewable energies are less vulnerable ones because they are produced and consumed locally. This article tries to introduce and use “Regional Security Complex Theory” and its concepts on energy security using a descriptive-analytical approach.&lt;br /&gt; </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مفهوم امنیت انرژی سالیان اخیر در سطح وسیعی مورد توجه اندیشمندان حوزه روابط بین‌الملل قرار گرفته است و وارد دستورکار مطالعاتی این اندیشمندان شده است. موضوع انرژی در ابتدا بیشتر دارای ابعاد اقتصادی بود،  لیکن در سالیان اخیر و به‌ویژه پس از بحران گازی سال 2006 بین روسیه و اوکراین، ابعاد امنیتی و سیاسی آن نیز پررنگ شده است. پس از وقوع مجدد این بحران در سال 2009،  تنش‌های مکرر در منطقه راهبردی خاورمیانه و به‌ویژه پس از مناقشه روسیه و غرب در بحران اوکراین در سال 2014 اهمیت آن دوچندان گشته است. تمام انواع انرژی از لحاظ در معرض بودن و امنینی کردن در یک سطح نیستند. گاز طبیعی برای امنیتی کردن و انرژی‌های تجدیدپذیر در انتهای این صف قرار دارند، زیرا عمدتاً به صورت محلی تولید و مصرف می‌شوند.  این مقاله براساس مفهوم نظری رهیافت مجموعه امنیتی منطقه‌ای که به‌وسیله باری بوزان ارائه شده به بررسی مفهوم امنیت انرژی می‌پردازد. این مقاله تلاش می‌کند تا با رویکردی توصیفی تحلیلی با معرفی نظریه «مجموعه امنیتی انرژی» و مفاهیم این نظریه به‌ویژه مفهوم مهم «امنیتی کردن» آن را بر روی مسئله امنیت انرژی کاربردی نماید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امنیت انرژی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امنیتی‌کردن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظریه مجموعه امنیتی انرژی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وابستگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وابستگی متقابل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journals.abru.ac.ir/article_14951_b47a38d37ff1ee67b87f6c6a33a84145.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
