نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دکترای جامعه شناسی سیاسی

چکیده

اغلب اندیشمندان علم سیاست، تحزب را مایه‌ توسعه و ثبات سیاسی، افزایش مشارکت سیاسی- اجتماعی و عامل تحقق و تحرک دموکراسی دانسته‌اند. تحزب گرایش به فعالیت و مشارکت سیاسی در چارچوب فعالیت گروهی است. به بیانی دیگر؛ تحزب، به معنای تمایل اعضای یک جامعه به ساماندهی مشارکت سیاسی خود، در قالب احزاب سیاسی است. کم و کیف این تمایل یکی از مهمترین شاخص‌های توسعه سیاسی است. زیرا احزاب مهم‌ترین سازمان سیاسی در دموکراسی های معاصر به شمار می‌آیند.
از جمله اندیشمندانی که تاثیر زیادی بر حوزه علوم اجتماعی گذارده ماکس وبر است. جامعه شناسی سیاسی وبر مشخصاً به نحوه سلطه و مشروعیت قدرت پرداخته است. وبر کلیت هستی اجتماعی را فرآیندی رو به سوی عقلانیت می داند. او برآیند عقلانی شدن امور در بعد سیاسی را شکل گیری اقتدار عقلانی می داند. اینکه فرآیند عقلانی شدن مورد نظر وبر و به تبع آن اقتدار عقلانی چه ارتباطی با تحزب دارد مساله ایست که محوریت اصلی مقاله می باشد.
از نظر وبر تحزب برآیند غیر شخصی شدن امور در عرصه رقابت برای کسب قدرت می باشد که پیش شرط آن الگوی کنش اجتماعی عقلانی فعالان حزبی است. دیگر الگوهای کنش سنتی و احساسی نمی توانند مبنای تحقق تحزب و فعالیت حزبی باشند. به عبارتی؛ جهت شکلگیری مناسب تحزب، کنش عقلانی معطوف به هدف باید جایگزین کنش سنتی و نیز کنش عقلانی معطوف به ارزش باید جایگزین کنش احساسی شود.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Marx Weber and Partisanship

نویسنده [English]

  • mardan heidari

PhD in Political Sociology

چکیده [English]

For a majority of political scholars, partisanship is associated with political stability and maturity, socio-political participation and democratic dynamism.

Partisanship is defined as a tendency toward political activity and participation within a group framework. That is, partisanship means individuals’ leaning toward organizing any sort of political activity through political parties. How this would happen is a key index of political development because parties are the most important component of modern democracies.

Marx Weber is arguably one of the most consequential scholars in the field of social sciences, whose political sociology has explicitly focused on hegemony and legitimacy. In its entirety, Weber believes, the social essence
is moving toward rationality. Rationalization, in turn, leads to the formation of rational authority. How rational authority and partisanship are related is a matter ongoing debate.

Weber opines that partisanship is the outcome of impersonalized rivalry to achieve power, a precondition of which is rational social actions by partisan activists. Other traditional and emotional patters fall short of providing a fertile ground for partisanship and partisan activities to grow. In other words. For true partisanship to form, goal-oriented and value-oriented rational actions must replace traditional and emotional counterparts, respectively.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Partisanship
  • Marx Weber
  • social action