ملی گرایی و مدرنیسم و ارتباط میان آنها، مباحث زیادی را در بین نحلههای فکری و متفکران مختلف به همراه داشته است. قرون نوزدهم و بیستم با نام ملی گرایی شناخته میشوند و شکل گیری صور افراطی ملی گرایی در این دو قرن موجب شکل گیری مباحث و اختلاف نظرهای زیادی در بارهی ملت، ملی گرایی و ارتباط آنها با مدرنیته شده است.کشور ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست و مباحث مختلفی در مورد ملت و ملی گرایی و به ویژه زمان شکل گیری و تکوین این مقولات در ایران به وجود آمده است. مقالهی حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که دیدگاه کهن گرایان، نوگرایان و آنتونی اسمیت در رابطه با ملت و ملیگرایی چه میباشد و کدام دیدگاه میتواند به عنوان چارچوبی مناسب برای بررسی ملت و ملی گرایی در ایران به کار رود؟ ایدهی محوری مقاله: «در حالی که مدرنیستها، ملت و ملیگرایی را حاصل تحولات عصر مدرن قلمداد میکنند و کهنگرایان ملت و ملی گرایی را حاصل تاریخ میدانند، اسمیت ملت را در تاریخ و ملیگرایی را در عصر مدرن جستوجو میکند و نظریات اسمیت میتواند جهت بررسی این موضوعات در ایران به کار برده شود».