بحران در اوکراین با برکناری رئیسجمهور و فعال شدن دوباره روسیه در عرصه نقشآفرینی در مسائل کییف آغاز گردید. غرب، بحران اوکراین را انقلاب و روسیه آن را کودتا نامید. همین تضاد در نگرش، گویای وقوع احتمالی کشمکشهای جدید میان غرب و روسیه بود. با جدا شدن کریمه از اوکراین و الحاق به روسیه، بزرگترین تنشها میان غرب و مسکو پس از جنگ سرد رخ داد. مقاله حاضر در پی یافتن پاسخ این سوال است که آیا میتوان سیاست خارجی روسیه در جریان بحران اوکراین را از منظر رئالیسم کلاسیک بررسی کرد. بنظر میرسد که همچنان آموزههای رئالیسم کلاسیک در رفتار سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین مشهود است. کمتوجهی روسیه به سازمان بینالمللی نظیر سازمان ملل و اتحادیه اروپا، استفاده از ابزار نظامی و گسیل نیرو به مناطق شرقی اوکراین و در نهایت الحاق سرزمینی کریمه، مؤید بهرهمندی مسکو از آموزههای رئالیسم کلاسیک است.
ترابی، قاسم و صارمی، محمدرضا. (1395). تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین از منظر رئالیسم کلاسیک. بحران پژوهی جهان اسلام، 3(2)، 53-70. https://doi.org/10.2783.4999/QJPR.2003.1105.052
MLA
ترابی، قاسم, و صارمی، محمدرضا. "تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین از منظر رئالیسم کلاسیک", بحران پژوهی جهان اسلام, 3, 2, 1395, 53-70. doi: 10.2783.4999/QJPR.2003.1105.052
HARVARD
ترابی قاسم, صارمی محمدرضا. (1395). 'تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین از منظر رئالیسم کلاسیک', بحران پژوهی جهان اسلام, 3(2), pp. 53-70. doi: 10.2783.4999/QJPR.2003.1105.052
CHICAGO
قاسم ترابی و محمدرضا صارمی, "تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین از منظر رئالیسم کلاسیک," بحران پژوهی جهان اسلام, 3 2 (1395): 53-70, doi: 10.2783.4999/QJPR.2003.1105.052
VANCOUVER
ترابی قاسم, صارمی محمدرضا. تبیین سیاست خارجی روسیه در قبال بحران اوکراین از منظر رئالیسم کلاسیک. CSIW. 1395;3(2):53-70. doi: 10.2783.4999/QJPR.2003.1105.052