یکی از مهمترین متفکرین در دورۀ معاصر که به بحث عدالت در نظر و عمل توجه داشته امام موسی صدر است. ایشان در لبنان سعی میکند هم به لحاظ نظری، بنیاد قویای را برای تحقق عدالت و به خصوص عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی و عدالت اقتصادی پی ریزی کند و از طرفی در عمل هم اقدامات و کارهایی صورت میدهد که منجر میشود به اینکه شیعیان لبنان به عنوان یک طایفۀ بسیار ضعیف، فقیر، تحقیر شده و کرامت از دست داده، ارتقا پیدا کنند و به عنوان یک قشر جا افتاده در لبنان مورد توجه قرار گیرند و بتوانند هم در سرنوشت خود و هم در سرنوشت جامعهخود تأثیرگذار باشند. پرسش این است که عدالت در اندیشه امام موسی صدر چگونه میتواند در جامعه حضوری زنده و اثربخش داشته باشد؟ فرضیه مقاله این است که به نظر میرسد در نگاه امام موسی صدر، عدالت، افزون بر این که مسألهای فردی است اما همچنین به عنوان مسألهای اجتماعی و سیاسی نیز نزد وی ارتقا میباید و پیوند بسیار محکم و استواری با ایمان به مثابه یک امر اعتقادی دارد.