شکلگیری دولت دوم امارت اسلامی در افغانستان (۲۰۲۱)، سرآغاز روابط نوینی در تعاملات میان جمهوری اسلامی ایران و افغانستان بود. بهقدرترسیدن طالبان، با توجه به پیشینه خصومتآمیز ایران و این گروه، بهمثابه آزمونی برای بررسی دگردیسی راهبرد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تحولات افغانستان عمل کرد. هدف این پژوهش، بازخوانی علت رویکرد عملگرایانه ایران در قبال طالبان است. بنابراین، نویسنده با اتکا به روش توصیفی-تبیینی و چارچوب نظری تعاملگرایی نمادین، در پی پاسخ به این پرسش است که علت رویکرد عملگرایانه جمهوری اسلامی ایران در قبال طالبان از زمان شکلگیری آن تا سال ۲۰۲۴، علیرغم بروز برخی اختلافات و تضادهای ایدئولوژیک میان آنها، چه بوده است؟ فرضیه تحقیق بدینصورت طرح شده است که ایران، علیرغم بروز برخی تنشها، تلاش داشته در روابط با طالبان، عملگرایی را در اولویت قرار دهد. نتایج پژوهش نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران، با تفسیر کنشهای طالبان در چارچوب الگوی تعاملی، اولویت راهبردی خود در قبال این گروه را از سطح ایدئولوژیک به سطح عملگرایی منتقل ساخته است.